دل من میسوزد،
که قناری ها را پر بستند
که پر پاک پرستو ها را بشکستند
و کبوتر ها را،آه کبوتر ها را....
دل من در دل شب،
که پر پاک پرستو ها را بشکستند
و کبوتر ها را،آه کبوتر ها را....
دل من در دل شب،
خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبح دمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
وای باران،باران،
مهر در صبح دمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
وای باران،باران،
شیشه پنجره را باران شست!
از دل من اما،
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ.....
آسمان سربی رنگ.....
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ!
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران،باران،
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران،باران،
پر مرغان نگاهم را شست
و چه امید عظیمی به عبث انجامید
و چه امید عظیمی به عبث انجامید
حمید مصدق
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر