۱۳۹۱ اردیبهشت ۹, شنبه

پیام به مردم و خانواده داغدار سمیه درشهر بوکان






اطلاعیه شماره یک (ازاد)
 پیام به مردم و خانواده داغدار سمیه درشهر بوکان

روز جمعه یکم اردیبهشت ماه
۱۳۹۱ دراعتراض به کشته شدن دختر۱۷ سالەای بنام  سمیه فیض الله پور  و همچنین بعلت عدم امنیت اجتماعی درشهر بوکان به درخواست کمیته‌ای تحت عنوان "کمیته هماهنگی اعتصابات و تظاهرات علیه ربودن کودکان در شهر بوکان" تجمعی بالغ برهزار نفر در مقابل فرمانداری این شهر تشکیل شد که زنان در صف نخست این تجمع حضور داشته‌اند . مردم با سردادن شعارهای "عدالت ، امنیت ، حق مسلم ماست " و "قاتلین سمیه محکوم باید گردند" خواستار رسیدگی فوری به پرونده این جنایات و شرایط بسیار ناامن این شهر شدند .
لازم به توضیح است که جسد سمیه پس از چندین روز ناپدید شدن، در روز ۲٤ فروردین ماه در زیر پل امیر آباد شهر بوکان یافت شد. بعد از تظاهرات مسالمت‌آمیزمردم شهر بوکان در اعتراض به قتل سمیه و نیز ربوده شدن و تجاوز به تعدادی دیگر ازدانش‌آموزان دختر این شهر، رسول فیض‌الله‌پور پدر سمیه،  به دلیل در دست داشتن عکس دختر کشته شده‌اش در تظاهرات، از سوی نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه منتقل شد.

قابل توجه است که طی ماه های اخیر حدود چند تن از دانش آموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان ربودە شدە و مورد آزار جنسی قرار گرفتە اند و برخی از آنان نیز کشته شده اند. روز دوشنبه چهارم اردیبهشت ماه جاری نیز اغلب مدارس شهرستان بوکان از بیم ربوده شدن دانش‌آموزان و تجاوز و سپس کشتن‌ آنها و در اعتراض به این پدیده تعطیل شدند. متاسفانه مسئولین با بی توجهی به این مسئلەی خطیر و با رفتارهای ناشایست خود شرایط ناامن سطح شهر را تداوم بخشیده و امنیت جانی و روانی مردم را بیش از پیش به خطر انداخته اند. لازم به توضیح است مردم بوکان در اعتراضات خود تصریح کرده اند که چرا در حالیکه مسئولین و مقامات دولتی ، با مخالفان وفعالان سیاسی به شدیدترین شکل خود رفتار می کنند و ضمن بازداشت و شکنجە ،برای آنها احکام سنگینی چون حبس و اعدام صادر می نمایند، اما با عاملین اینگونه جنایتهای اجتماعی متاسفانه اگر نگوییم به دلیل وابستگی به دستگاههای حکومتی به دلیل سهل انگاری و بی توجهی نه تنها به طور جدی برخوردی نمی شود بلکه در مقابل کسانی که مورد ستم قرار گرفته اند و درخواست احقاق حق دارند (پدر سمیه) موضع سخت گرفته و به دستگیری آنها می پردازد .  واقعیت اینست که ایجاد فضای امنیتی – اطلاعاتی ، ناامنی اجتماعی و ایجاد فضای ارعاب و وحشت در این مناطق  از جمله سیاستهای سرکوبگرانەی همیشگی رژیم بوده است. در چنین شرایطی و در نبود امنیت و عدالت و در این جو خشونت و خشونت ورزی، بدیهی است که زنان از اصلی ترین قربانیان نا امنی و آزار جنسی در نظام زن ستیز و بە شدت مردسالار  ایران میباشند. زنان به انواع گوناگون درهمه ابعاد مورد ستم اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی قرار می گیرند و با وجود سیطره سیاست سنتی، سرکوبگرانه و بنیادگرایانەی جمهوری اسلامی تمام دریچه های یک زندگی آرام ، امن و انسانی از آنها سلب میگردد. نظام سیاسی حاکم بر هر کشوری مسئول تامین امنیت شهروندان آن کشور است اما بنظر میرسد کە مسئلە امنیت اجتماعی در نظام جمهوری اسلامی ایران حکم ابزار کنترل و صرفا بعد سیاسی در جهت حفظ منافع و قدرت بلامنازع حاکمان را داشتە وامنیت شهروندان همواره نادیدە گرفتە میشود
.
هم میهنان گرامی!

ما در شرایط اجتماعی و سیاسی بسیار خطیری قرار داریم . واقفیم که زنان صرفا نظاره گر و منفعل نیستند و در صحنه حضور فعال دارند. آنها می توانند دژ محکم مبارزه با زور و خفقان و ناامنی را سازمان دهند و درمیدانهای مبارزه نقش فعال و تعیین کننده ایفا کنند.
اتحاد زنان ایران برای دموکراسی(ازاد) به داشتن چنین زنانی افتخار میکند و پشتیبانی قاطع خود را از مبارزات برحق آنان اعلام میدارد و از همه ایرانیان در هر نقطه ای از ایران تقاضا دارد که به ظلم و ناامنی نه بگویند و در مبارزه با نظام جمهوری اسلامی و تلاش برای ایجاد جامعەای دمکراتیک و سرشار از عدالت ، امنیت و برابری، هم پیمان و پشتیبان یکدیگر باشند. ما فعالان تشکل اتحاد زنان ایران برای دموکراسی ، خود را همدرد، همگام و همسو با زنان دلیر و شجاع شهر بوکان و مردم آگاه این منطقه میدانیم. ضمن احساس همدردی با خانواده های داغدار و مردم رنجدیده بوکان، هرگونه خشونت برعلیه زنان و دختران اعم از قتل، آزارجنسی ، تجاوز، تبعیض جنسیتی و نابرابری را در سراسر ایران محکوم می کنیم. در پایان از زنان فعال در عرصه های سیاسی ، اجتماعی و مدنی میخواهیم که در این مورد واکنش نشان داده و از حقوق شهروندی مردم و بویژه زنان ساکن شهر بوکان حمایت کنند
.
با آرزوی اتحاد سراسری مردم ایران برای برپائی یک نظام دموکراتیک و عدالت محور

اتحاد زنان ایران برای دموکراسی (ازاد)

برگرفته از سایت رسمی اتحاد زنان ایران برای دموکراسی   (ازاد)


۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

زن مومنه ایرانی در بهشت از غلمان نفقه و مهریه می خواهد

زن مومنه ایرانی در بهشت از غلمان نفقه و مهریه می خواهد
 
 
 
داستان ايراني ها در بهشت و جهنم
ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه؟ ما يک عده ايرونی توی بهشت داريم که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش نایک و آديداس درخواست ميکنن. هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' یا 'ب ام و' یا 'تویوتا لکسوز' جائی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد!

آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن. چند تاشون کوپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنين بخت برگشته جهنم ميفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت ميکنن. يک سری شون حوری های بهشت را با تهديد آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شيتيلي ميگيرن. بقيه حوری ها هم مرتب ميگن ما رو از ليست جيره ايرانيها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شديم و از ريخت افتاديم.
اتحاديه غلامان  امضاء جمع کرده که اعضا نميخوان به ديدن زنان ايرانی برن چون اونقدر آرايش کردن و اسپری مو و ماسک و موس و . . . به سروروشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فيوزش سوخته در ضمن خانمهای ايرونی از غلامان مهريه و نفقه ميخوان. بعضی از اونها هم رفتن تو کار آرایش بقیه و کاسبی راه انداختن: موهاشون رو هزار و یک رنگ میکنن، تتو میکنن، ناخن میکارن و از این جور قرتی بازیها
هفته پيش هم چند ميليون نفر تو چلوکبابی ايرانيها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ايرونی هم بند کردن به حوری ها که الا و بلا بياييد دماغاتونو عمل کنيم،
 گونه بکاریم، ساکشن کنیم و از این کلک ها . . . 
خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيها هم مثل بقيه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نیست! برو يک زنگی به شيطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی يعنی چی!!!

 
جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغام گير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بخش ايرانيان بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا مثل اینکه خيلی سرت شلوغه؟
شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! ميخوام خودمو بازنشست کنم. شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن!
تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!!
جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
يک عده شون بازار سياه مواد سوختی بخصوص بنزين راه انداختن.
چند تا پزشک ايرونی در جهنم بيمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبليغ ميکنن و اين شديدا ممنوعه.
چندتاشون دفتر ويزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر ميکنن. بليت جعلی يکطرفه بهشت هم ميفروشن.
يک سری شون وکيل شدن و تبليغ ميکنن که ميتونن پيش نکير و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجديد نظر بدن.
چند تاشون که روی زمين مهندس بودن ميگن پل صراط ايراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع ميکنن که پل بايد پهن تر بشه.
چند هزار تاشون هم هر روز زنگ ميزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمريکا رو ميپرسن چون ميخوان مهاجرت کنن.
هر روز هزاران ايرونی زنگ ميزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی و اورژانس جهنم رو ميخوان.
الان مراجعه داشتم ميگفت ما کاغذ نسوز ميخواهيم که روزنامه اپوزيسيون بيرون بديم.
ببخش! من برم، بعدا صحبت ميکنيم... چند تا ايرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و يخچال ميفروشن... برم يه چماقی بچرخونم.