۱۳۹۱ شهریور ۸, چهارشنبه



 حاشیه ای  مقدم برمتن 




آقای خامنه ای با بانکی مون دیدار و  دیپلماسی احمدی نژادی  یعنی سؤال در مقابل سؤال و انتقاد در مقابل انتقاد بر این جلسه حاکم  بود .   کوچکترین خبری از تفاهم  بر سر مسائل طرفین که بتواند مایه دلگرمی و امید به  تلطیف جو جنگ طلبی شود  از این دیدار گزارش نشده است . ولی حاشیه این دیدار از یک نظر بسیار تأمل بر انگیز بود و آنهم حضور جفری فلتمن دیپلمات ارشد امریکائی  در این معرکه است
 حضور موثر جفری فلتمن  در صحنه خارجی سیاست امریکا با نقش او بعنوان کنسول امریکا در کشور اسراییل و شهر بیت المقدس شروع  شد . پس از آن در دولتی که کشورهای حمله کننده به عراق در آن کشور به رهبری پاول برمر تشکیل دادند بعنوان  مأمور این  دولت دست نشانده  و نماینده پاول برمر در اربیل انجام وظیفه مینمود .
 جفری فلتمان در زمان دولت فئواد سینیوره  در لبنان  بعنوان سفیر امریکا  مشغول به خدمت گردید .  دخالتهای او در مسئل داخلی لبنان به حدی بود که حزب الله لبنان دولت فئواد سینیورا را دولت فلتمن می نامید. از ماه می گذشته دولت امریکا  جفری فلتمن را مأمور خدمت در سازمان ملل نمود و بلافاصله  با اصرار بعنوان معاون دبیر کل این سازمان در امور سیاسی به بانکی مون تحمیل گردید.
 اکنون دولت امریکا از یک طرف مخالف حضور بانکی مون در نشست کنفرانس عدم تعهد است ولی از طرف دیگر آگاه ترین  فرد به کنه مسائل و برنامه های سیاسی این کشور در نشست  کنفرانس کشورهای عضو عدم تعهد  در تهران حضوریافته و در عکس فوق زانو به زانوی خامنه ای نشسته و بر گفتمان او با بانکی مون نظارت فائقه دارد . 

الف صیاد
آینده دموکراسی و شوراهای ارگانیک


فرض اصلی و مورد انتقاد در نوشته های مرتبط با "دموکراسی در ایران فردا" تبدیل شدن ذاتی دموکراسی به قدرت محوری ،  در مقام  عمل میباشد . مقدمات و مجوز  این انحراف ابتدا از طریق قانون اساسی به هیئت حاکمه تسلیم میگردد و پس از آن این اختیارات  با ابزار انتخابات صندوقی که وجه ناپیدای آن حفظ  ، و تکاثر قدرت سیاسی است، با کارگزاری  احزاب  و گروههایی  که ملتزم به حکومت میباشند ،  قوام یافته و به مرحله هژمونی و سلطه حاکمیت برمنابع و مقدرات کشور  میرسد. ( در همین نوشته در مورد آن توضیح  داده میشود)
 از طرفی همین دموکراسی قدرت مدار  با همان نوع کج روی  مقدماتی  ، و ساز و کار سازمان ملل ( باشگاه دولتها که ملتها را حتی از طریق مجالس قانونگزاری خود  یا اتحادیه بین المجالس در آن راهی نیست) در سطح بین‌المللی بر قرار است  و آنجا هم نظارت استصوابی بنام  حق وتو هر مصوبه ای  را که در راستای  منافع قدرتهای بزرگ نباشد به دلخواه  هر کدام از آنها باطل میکند تا به این ترتیب  دولتهای ضعیف تر را به زیر مهمیز ابر قدرتها برده و با بازی قطعنامه ای منابع و مقدرات مردم در کشورهای مختلف به فراملّی ها و استثمار گران تسلیم گردد.
 از مشخصات دموکراسی مسخ شده  آنست که میتوان آنرا مانند  پالان بر هر حکومتی پوشاند . از نظام پادشاهی گرفته تا جمهوری ، حکومتهای دیکتاتوری ،  فاشیستی ،  کشورهای کمونیستی و تئوکراسیهایی مانند ایران و اسراییل  همه ادعای  دموکراسی  و دموکرات بودن آنهم از نوع اعلا و منحصر به فرد آن را دارند. همه این کشورها چون کارناوال و نمایش  انتخابات  بر گزار میکنند ابواب جمعی نظام جهانی امروز هستند و خواهند بود،  اگر چه مانند گانگسترها یکدیگر را بر سر سهم خواهی از منافع مردم و  کشورهای مختلف  بدرند و تار و مار کنند.   اما متناسب ترین  نوع حکومت برای نرم افزار دموکراسی  همان نظام  جمهوری میباشد ( جماهیر به معنای تپه های شنی است که بادهای کویری میسازند و جابجا میکنند )  ، چون دموکراسی روشی است که در آن با نا دیده گرفتن کیفیت رأی ( علم ،تجربه و انگیزه  رأی دهنده)  سر و ته آن را با (سر) شماری رأی دهندگان که تحت تأثیر بمباران  دروغ و وعده های سیاسی  هستند به هم میآورند البته اگر انتخابات شرافتمندانه برگزار شود که در غیر اینصورت به محیط سیاسی جز تهوع اور صفتی نمیتوان داد . بنابر این دموکراسی در بهترین فرم اجرایی خود ،  برساخته از باد آرای همج الرعا یعنی آرایی ادواری است  که  بدون آگاهی لازم، بدون صلاحیت و اشراف به موضوع  و بدون امکان مسئولیت پذیری رأی دهنده  و نتیجتاً بدون ثبات  ، به صندوق حکومت واریز میشوند.
با توجه به همین نقیصه ها، نظام "مردمرایی" که برای  قانونمند نمودن و ثبات   امور  اداری – سیاسی در جامعه  طرح و پیشنهاد شده، مبتنی است بر پایه نظرات و آرای کارشناسی شدۀ مستمری که با نظارت متقابل و  مشترک  رأی دهندگان مسئول  در هر سه رکن  مملکت و در تمام سطوح  استوار میباشد. این  نظرات بطور قطع و یقین  بر پایه  آگاهی و اشراف به موضوع ، و قبول نتیجه خوب یابد آن از طرف صاحبان این  آرا در سراسر کشور  خواهد بود چون  بلافاصله در زندگی (شخصی) آنها تأثیر خواهد گذاشت .
 با این ترتیب دولتی سیال و متکامل جایگزین حاکمیتهای  غیر مسئول و بهره خوار در همه جاعهده دار اجرای قانون میگردد . این نوع حکومت بمثابه یک نظام ارگانیک  میباشد که سلولهای آن هر کدام جایگاه شایسته و اختصاصی خود را داشته ، انسجام، باز سازی و رشد   جامعه را بطور طبیعی و ارگانیک انجام میدهند. در این لینک++ میتوانید نحوۀ تشکل ، ساختار  و مکانیسم درونی این سیستم خود کار  را  بطور خلاصه ملاحظه فرمایید و قبول کنید که  تحقق دموکراسی به همین سادگی امری  شدنی است .
موضوع این نوشته  تشکیل شوراهای لازم برای کمیونیتی های خارج از کشور در دوران گذار بر پایه سیستم اخیر ( مردمرایی) است که  در صورت موفقیت میتوانند  علاوه بر اعتلای سطح زندگی جوامع ایرانی در برون مرز  ، در داخل کشور بعنوان الگو مورد استفاده واقع شوند . اگر سیستم مورد اشاره در لینک فوق را نپذیرید بقیه این وجیزه شاید نتواند رضایت شما را جلب کند .
نخست به چند  نکته مهم باید توجه کنیم:
1- اگر  تصمیم گیری با قدرت اجتماعی باشد نهاد سیاسی هر اندازه  هم که تمامیت خواه ، مستبد و خشن باشد نهایتاً در مقابل آن  توان مقابله را نخواهد داشت  لزومی به تکرار مصادیق  فراوان آن در سالهای اخیر نیست ،  ولی لازمه تصمیم گیری و اجماع بر سر یک خط مشی سیاسی ، انسجام نیروهای پیشرو  و قبول نتایج تجربه های آنان از سوی  بدنه جامعه است .
 2- این تفکر   که از خارج برای داخل کشور نسخه نپیچند و یا  رهبر تراشی نکنند، ،  اندیشه‌ای است ملی که در اعتبار آن شکی نیست.    گروههای سیاسی و اشخاصی که در خارج از کشور به امید عنایت بیگانگان علم و کتلی برای روز مبادا راه انداخته اند آب در هاون میکوبند و نقش شان بر باد است  ، گرچه ممکن است  بعضی از آنان با انجام وظیفه روزگار بگذرانند.
از سوی دیگر آنانکه در  گردباد حوادث و  در سیطره حکومت استبدادی گرفتار آمده‌اند  میتوانند از تجارب موفق دیگران استفاده کنند و چه بهتر این تجربه به لحاظ فرهنگی بومی باشد اگر چه در خارج از کشور آزموده و تحقق یافته باشد.
تا این زمان تجربه موفقّی در زمینه  اتحاد و اتفاق ایرانیان خارج از کشور وجود نداشته است چون  فعالین سیاسی برون مرز بدلیل تعلق به دو نظام متفاوت در داخل کشور و نحله های مختلف  فکری و عقیدتی ابن دو نظام  متخالف ،  و بعضاً دلبستگی و پای بندی به نظامهای سیاسی   دیگر ، بجای اینکه بر وجوه اشتراک خود که ملیت و کشور است ، تکیه کنند و به اتحاد و یکپارچگی بیاندیشند،  با عمده کردن  تفاونهای قومی و مرامی و  ریشه دار در تحزّب ، گروههایی بیگانه با هم  تشکیل داد ه اند که هر از گاهی هم  نفوذ عوامل حکومتی در آنها و بازی دادن آنان باعث سرخوردگی بیشتر  و کم توجهی مردم نسبت به آنها میشود. این تفاوتها و منیّت  حتی در گرد همایی هایی که بقصد تقریب آنها انجام میشود  بیش از هرچیز  خود را بروز میدهد و هر کدام با برچسب سیاسی و وابستگی  حزبی و احیاناً سوابقی وحشت زا خود را معرفی میکنند به این امید که در آمار سازی دیگران و شاید هم  بیگانگان  ببازی گرفته شده  و عمده شوند.
 ولی با این همه ، تمامی این گروهها و اکثریت مردم  همانطور که در ابتدا اشاره شد در یک چیز مشترک‌اند و آنهم انتظار بیهوده از کارآمد بودن دموکراسی و دلبستگی به آن ، چون سالها و بلکه قرنها است که به جای حلول روح دموکراسی در جامعه بشری   و تأمین عدالت و رعایت حقوق  و کرامت انسانی که در آن تسلیحات ،ارتش  و سازمانهای نظامی محلی از اعراب نداشته باشند، تنها  شبحی سرگردان  از دموکراسی در بعضی از جوامع  در حال جولان است .  آوازه، دور نما و جلوه های ابن اشباح بخصوص در کشورهای غربی مانند رنگین کمان  بی آنکه واقعیت داشته باشند و بتوان آن را لمس کرد و یا در پای آن گنج آزادی و فرصت انسان بودن  را بدست آورد،   تماشائیان و بخصوص جوانانی را که نمیتوانند باور کنند در غرب خبری نیست  مجذوب و مسحور خود کرده است.
بحث بر سر  ایجاد یک  تشکل ارگانیک و اتفاق ایرانیان  در جوامع برون مرزی در تمام نقاط بود  
بهتر است اشخاص و گروههای آویزان به قدرت را فراموش کرده و با قدر دانی از فرصت و موقعیت  شبکه های اجتماعی به یاری مردم نهادها که برترین تجربه های علمی -تخصصی در رشته خود و مفید به حال اجتماع را دارند و فعالین شبکه های اجتماعی، به شرطی که دل بسته بقدرتهای داخل و خارجی نباشند،   هر دیدگاهی را که در راستای منافع کلان مردم یافتیم  به سهم خود در جامعه گسترش دهیم و بر آن بیافزاییم. کلام آخر اینکه چنین رویکردی میتواند در دوران گذار از سوی  کانونهای تخصصی  مانند  حقوق دانان ، جامعه شناسان ، مهندسین،  فعالین افتصادی و پزشکانی باشد که این ایده را بپسندند ( وشاید هم در جمع خود بدان عمل کنند)  و از طریق شورای هماهنگی ایرانیان در خارج از کشور در  شهرها یی که چنین نهادی برپا است یا ظرفیت تأسیس آن وجود دارد پیش قدم شوند. پیشگامان این راه  بصورت فردی یا جمعی   میتوانند با استفاده از امکانات قانونی، در هر کشور و ثبت آن بصورت مؤسسه غیر انتفاعی برای جذب کمکهای مالی از بودجه دولت  و همیاری مردم  و اعتلای جامعه ایرانی از لحاظ فرهنگی و، معیشت وسیله ساز شده و گامی اساسی بردارند  .
انسجام همه این کمیونیتی ها و تشکیل ساختاری خوشه ای برای همه شوراها بعنوان وسیله و نماد اتحاد و همکاری ایرانیان در خارج از کشور خواسته ای منطقی و انجام آن از هرلحاظ دلگرم کننده است .  تحقق این خواسته موکول به این است که سیاسی کاری را فراموش کرده و در این مورد همه قومیتها،  مرامها و باورهای مختلف در جبهۀ ایران باشند.  شفافیت وضع مالی و گزارش همگرایی این کمیونیتی ها  از طریق اینترنت یکی دیگر از ابزار و شرایط لازم برای موفقیت میباشد.
 راه قانونی برای پیشگیری از اینکه چنین بنیادهایی مورد حمله جمعی گروهی سیاسی و تملک آن از طریق انتخابات (صندوقی)  واقع نگردد آن است که در اساسنامه  پیش بینی و یا  آن را اصلاح نمود به اینکه اعضای مجمع عمومی و از آن طریق اعضای هیئتهای اجرایی تنها با معرفی سازمانهای تخصصی و صنفی قانونی و ثبت شده  در محل،  به عضویت شورا در آیند و بعبارتی دیگر  تمام  مردم نهادهای  رسمی ایرانی  در محل  به نسبت تعداد اعضای خود در این مرکز،  سهم  عضویت  داشته باشند و هر کدام از اعضا به هر دلیل از این تشکل خارج شوند تعیین جایگزین آنها  بعهده بنیادی باشد که او را منصوب کرده است. با این ترتیب علاوه بر افراد عادی که به کمیونیتی می پیوندند و از خدمات آن استفاده می نمایند ، اعضای مردم نهادهای صنفی و تخصصی  نیز از طریق صنف یا اتحادیه خود عضو آن خواهند بود. شوراهای معتبر و فعال برون مرزی برای  گسترش و عمومی کردن فعالیت خود  لطفاً به این امر بیشتر توجه فرمایند
 بنا براین،  همین امروز میتوان  با تسلیم پیشنهادی در این مورد  به این گونه مراکز در نفاط مختلف و پیگیری آن کمک شایانی به ایرانیان و ایران نمود. شما و دوستانتان با ملاحظه ساختار  و سازو کار درونی مردمرایی در لینک فوق  در راه تأسیس یا ارتقای سطح کمیونیتی موجود در این را ه پیشقدم شوید.
متخصصین و گروههای متبحر در سامان دهی رایانه ای و اینترنتی  این گونه تشکیلات میتوانند طرح و برنامه خود را برای هدیه به این نهاد فراگیر که پوشش جهانی داشته باشد آماده فرمایند انتشار نتیجه موفقیت و تجربه شما در این راه  از طریق  همین سایت  بسیار امید بخش خواهد بود . 
   از جا برخیزیم که فردا خیلی نزدیک  است
 
این مقاله برمبنای کتاب (مردمرایی) یا دموکراسی در ایران فردا،  نوشته شده است
cyyaad@gmail.com

۱۳۹۱ شهریور ۷, سه‌شنبه

 اندر  آ  عیش بی تو  شادان نیست
اندرآ عیش بی تو شادان نیست
کیست کو بنده 
ی تو از جان نیست
ای تو در جان چو جان ما در تن
سخت پنهان ولیک پنهان نیست
 
دست بر هر کجا نهی جانست
دست بر جان نهادن آسان نیست
 
جان که صافی شدست در قالب
جز که آیینه دار جانان نیست
 
جمع شد آفتاب و مه این دم
وقت افسانه پریشان نیست
 
مستی افزون شدست و میترسم
کاین سخن را مجال جولان نیست
 
دست نه بر دهان من تا من
آن نگویم چو گفت را آن نیست
مولانا

الف صیاد
شما فریاد بزنید  آهاوی شیطان بزرگ

اول به فراخوان زیر در سایت ملی مذهبی توجه فرمایید.

در شرایطی که فریاد اعتراض ارام و قانونی شما با شدیدترین و تندترین واکنش‌های ممکن مواجه شد، فرزندان انقلاب و ایران به زندان محکوم و دو تن از رهبران جنبش دچار حبس خانگی شده اند در هفته جاری سران کشورهای عضو عدم تعهد میهمان کشورمان هستند، ما جوانان اصلاح طلب این فرصت را مغتنم شمرده و از شما مردم عزیز دعوت می کنیم شبهای چهارشنبه و پنجشنبه همزمان با حضور برخی از سران کشورها با حضور در بامهای تهران در ساعت ۱۰ شب یادآور روزهای اولیه تولد این اعتراض و جنبش مقدس باشید.
حال که راه هرگونه اعتراض برای ما بسته و فضای شهر امنیتی شده و همچنین اجازه تجمع قانونی در اعتراض به وضعیت جسمی مهندس موسوی داده نمی شود فریادهای شبانه ما نشانگر اعتراضمان به وضع موجود خواهد بود.
جوانان اصلاح طلب ایران


خواندیم که عده ای به فریاد   اعتراض شبانه الله و اکبر  که در زمان حضور هیتپئتهای نمایندگی از 120 کشور جهان  و شخصیتها و نمایندگانی از سایر کشورها  بر گزار میشود  و پوشش خبری اوضاع توسط 1600 خبر نگار خارجی ، با مستمسک اینکه این فریاد  دو باره به اسلام بها میدهد و شاید تنها  به جبهۀ سبز کمک کند با آن مخالفت کرده اند. آنها که ترس از جبهۀ سبز کز کرده اند  و سایر ندانم کارهای حکومتی بدانند که نفس فریاد اعتراض در شبهای تعیین شده هدف است حالا میخواهد پخش ربنای شجریان و اذان  باشد یا مرگ بر دیکتاتور شما هم  همگی با هم فریاد بزنید درود بر  شیطان بزرگ

بر گرفته از وبلاگ مردمرایی

۱۳۹۱ شهریور ۶, دوشنبه


الف صیاد
شوراهای ارگانیک و دوران گذار

فرض اصلی و مورد انتقاد در نوشته های مرتبط با "دموکراسی در ایران فردا" تبدیل شدن ذاتی دموکراسی به قدرت محوری ،  در مقام  عمل میباشد . مقدمات و مجوز  این انحراف ابتدا از طریق قانون اساسی به هیئت حاکمه تسلیم میگیرد و پس از آن این اختیارات  با ابزار انتخابات صندوقی که وجه ناپیدای آن حفظ  ، و تکاثر قدرت سیاسی است، با کارگزاری  احزاب  و گروههایی  که ملتزم به حکومت میباشند ،  قوام یافته و به مرحله هژمونی و سلطه حاکمیت برمنابع و مقدرات کشور  میرسد. ( در همین نوشته در مورد آن توضیح  داده میشود)
 از طرفی همین دموکراسی قدرت مدار  با همان نوع کج روی  مقدماتی  ، و ساز و کار سازمان ملل ( باشگاه دولتها که ملتها را حتی از طریق مجالس قانونگزاری خود  یا اتحادیه بین المجالس در آن راهی نیست) در سطح بین‌المللی بر قرار است  و آنجا هم نظارت استصوابی بنام  حق وتو هر مصوبه ای  را که در راستای به منافع قدرتهای بزرگ باشد به دلخواه  هر کدام از آنها باطل میکند تا به این ترتیب  دولتهای ضعیف تر را به زیر مهمیز ابر قدرتها برده و با بازی قطعنامه ای منابع و مقدرات مردم در کشورهای مختلف به فراملّی ها و استثمار گران تسلیم گردد.
 از مشخصات دموکراسی مسخ شده  آنست که میتوان آنرا مانند  پالان بر هر حکومتی پوشاند . از نظام پادشاهی گرفته تا جمهوری ، حکومتهای دیکتاتوری ،  فاشیستی ،  کشورهای کمونیستی و تئوکراسیهایی مانند ایران و اسراییل  همه ادعای  دموکراسی  و دموکرات بودن آنهم از نوع اعلا و منحصر به فرد آن را دارند. همه این کشورها چون کارناوال و نمایش  انتخابات  بر گزار میکنند ابواب جمعی نظام جهانی امروز هستند و خواهند بود،  اگر چه مانند گانگسترها یکدیگر را بر سر سهم خواهی از منافع مردم و  کشورهای مختلف  بدرند و تار و مار کنند.   اما متناسب ترین  نوع حکومت برای نرم افزار دموکراسی  همان نظام  جمهوری میباشد ( جماهیر به معنای تپه های شنی است که بادهای کویری میسازند و جابجا میکنند )  ، چون دموکراسی روشی است که در آن با نا دیده گرفتن کیفیت رأی ( علم ،تجربه و انگیزه  رأی دهنده)  سر و ته آن را با (سر) شماری رأی دهندگان که تحت تأثیر بمباران  دروغ و وعده های سیاسی  هستند به هم میآورند البته اگر انتخابات شرافتمندانه برگزار شود که در غیر اینصورت به محیط سیاسی جز تهوع اور صفتی نمیتوان داد . بنابر این دموکراسی در بهترین فرم اجرایی خود ،  برساخته از باد آرای همج الرعا یعنی آرایی ادواری است  که  بدون آگاهی لازم، بدون صلاحیت و اشراف به موضوع  و بدون امکان مسئولیت پذیری رأی دهنده  و نتیجتاً بدون ثبات  ، به صندوق حکومت واریز میشوند.
با توجه به همین نقیصه ها، نظام "مردمرایی" که برای  قانونمند نمودن و ثبات   امور  اداری – سیاسی در جامعه  طرح و پیشنهاد شده، مبتنی است بر پایه نظرات و آرای کارشناسی شدۀ مستمری که با نظارت متقابل و  مشترک  رأی دهندگان مسئول  در هر سه رکن  مملکت و در تمام سطوح  استوار میباشد. این  نظرات بطور قطع و یقین  بر پایه  آگاهی و اشراف به موضوع ، و قبول نتیجه خوب یابد آن از طرف صاحبان این  آرا در سراسر کشور  خواهد بود چون  بلافاصله در زندگی (شخصی) آنها تأثیر خواهد گذاشت .
 با این ترتیب دولتی سیال و متکامل جایگزین حاکمیتهای  غیر مسئول و بهره خوار در همه جاعهده دار اجرای قانون میگردد . این نوع حکومت بمثابه یک نظام ارگانیک  میباشد که سلولهای آن هر کدام جایگاه شایسته و اختصاصی خود را داشته ، انسجام، رشد ، باز سازی و رشد   جامعه را بطور طبیعی و ارگانیک انجام میدهند. در این لینک++ میتوانید نحوۀ تشکل ، ساختار  و مکانیسم درونی این سیستم خود کار  را  بطور خلاصه ملاحظه فرمایید و قبول کنید که  تحقق دموکراسی به همین سادگی امری  شدنی است .
موضوع این نوشته  تشکیل شوراهای لازم برای کمیونیتی های خارج از کشور در دوران گذار بر پایه سیستم اخیر ( مردمرایی) است که  در صورت موفقیت میتوانند  علاوه بر اعتلای سطح زندگی جوامع ایرانی در برون مرز  ، در داخل کشور بعنوان الگو مورد استفاده واقع شوند . اگر سیستم مورد اشاره در لینک فوق را نپذیرید بقیه این وجیزه شاید نتواند رضایت شما را جلب کند .
نخست به چند  نکته مهم باید توجه کنیم:
1- اگر  تصمیم گیری با قدرت اجتماعی باشد نهاد سیاسی هر اندازه  هم که تمامیت خواه ، مستبد و خشن باشد نهایتاً در مقابل آن  توان مقابله را نخواهد داشت  لزومی به تکرار مصادیق  فراوان آن در سالهای اخیر نیست ،  ولی لازمه تصمیم گیری و اجماع بر سر یک خط مشی سیاسی ، انسجام نیروهای پیشرو  و قبول نتایج تجربه های آنان از سوی  بدنه جامعه است .
 2- این تفکر   که از خارج برای داخل کشور نسخه نپیچند و یا  رهبر تراشی نکنند، ،  اندیشه‌ای است ملی که در اعتبار آن شکی نیست.    گروههای سیاسی و اشخاصی که در خارج از کشور به امید عنایت بیگانگان علم و کتلی برای روز مبادا راه انداخته اند آب در هاون میکوبند و نقش شان بر باد است  ، گرچه ممکن است  بعضی از آنان با انجام وظیفه روزگار بگذرانند.
از سوی دیگر آنانکه در  گردباد حوادث و  در سیطره حکومت استبدادی گرفتار آمده‌اند  میتوانند از تجارب موفق دیگران استفاده کنند و چه بهتر این تجربه به لحاظ فرهنگی بومی باشد اگر چه در خارج از کشور آزموده و تحقق یافته باشد.
تا این زمان تجربه موفقّی در زمینه  اتحاد و اتفاق ایرانیان خارج از کشور وجود نداشته است چون  فعالین سیاسی برون مرز بدلیل تعلق به دو نظام متفاوت در داخل کشور و نحله های مختلف  فکری و عقیدتی ابن دو نظام  متخالف ،  و بعضاً دلبستگی و پای بندی به نظامهای سیاسی   دیگر ، بجای اینکه بر وجوه اشتراک خود که ملیت و کشور است ، تکیه کنند و به اتحاد و یکپارچگی بیاندیشند،  با عمده کردن  تفاونهای قومی و مرامی و  ریشه دار در تحزّب ، گروههایی بیگانه با هم  تشکیل داد ه اند که هر از گاهی هم  نفوذ عوامل حکومتی در آنها و بازی دادن آنان باعث سرخوردگی بیشتر  و کم توجهی مردم نسبت به آنها میشود. این تفاوتها و منیّت  حتی در گرد همایی هایی که بقصد تقریب آنها انجام میشود  بیش از هرچیز  خود را بروز میدهد و هر کدام با برچسب سیاسی و وابستگی  حزبی و احیاناً سوابقی وحشت زا خود را معرفی میکنند به این امید که در آمار سازی دیگران و شاید هم  بیگانگان  ببازی گرفته شده  و عمده شوند.
 ولی با این همه ، تمامی این گروهها و اکثریت مردم  همانطور که در ابتدا اشاره شد در یک چیز مشترک‌اند و آنهم انتظار بیهوده از کارآمد بودن دموکراسی و دلبستگی به آن ، چون سالها و بلکه قرنها است که به جای حلول روح دموکراسی در جامعه بشری   و تأمین عدالت و رعایت حقوق  و کرامت انسانی که در آن تسلیحات ،ارتش  و سازمانهای نظامی محلی از اعراب نداشته باشند، تنها  شبحی سرگردان  از دموکراسی در بعضی از جوامع  در حال جولان است .  آوازه، دور نما و جلوه های ابن اشباح بخصوص در کشورهای غربی مانند رنگین کمان  بی آنکه واقعیت داشته باشند و بتوان آن را لمس کرد و یا در پای آن گنج آزادی و فرصت انسان بودن  را بدست آورد،   تماشائیان و بخصوص جوانانی را که نمیتوانند باور کنند در غرب خبری نیست  مجذوب و مسحور خود کرده است.
بحث بر سر  ایجاد یک  تشکل ارگانیک و اتفاق ایرانیان  در جوامع برون مرزی در تمام نقاط بود  
بهتر است اشخاص و گروههای آویزان به قدرت را فراموش کرده و با قدر دانی از فرصت و موقعیت  شبکه های اجتماعی به یاری مردم نهادها که برترین تجربه های علمی -تخصصی در رشته خود و مفید به حال اجتماع را دارند و فعالین شبکه های اجتماعی، به شرطی که دل بسته بقدرتهای داخل و خارجی نباشند،   هر دیدگاهی را که در راستای منافع کلان مردم یافتیم  به سهم خود در جامعه گسترش دهیم و بر آن بیافزاییم. کلام آخر اینکه چنین رویکردی میتواند در دوران گذار از سوی  کانونهای تخصصی  مانند  حقوق دانان ، جامعه شناسان ، مهندسین،  فعالین افتصادی و پزشکانی باشد که این ایده را بپسندند ( وشاید هم در جمع خود بدان عمل کنند)  و از طریق شورای هماهنگی ایرانیان در خارج از کشور در  شهرها یی که چنین نهادی برپا است یا ظرفیت تأسیس آن وجود دارد پیش قدم شوند. پیشگامان این راه  بصورت فردی یا جمعی   میتوانند با استفاده از امکانات قانونی، در هر کشور و ثبت آن بصورت مؤسسه غیر انتفاعی برای جذب کمکهای مالی از بودجه دولت  و همیاری مردم  و اعتلای جامعه ایرانی از لحاظ فرهنگی و، معیشت وسیله ساز شده و گامی اساسی بردارند  .
انسجام همه این کمیونیتی ها و تشکیل ساختاری خوشه ای برای همه شوراها بعنوان وسیله و نماد اتحاد و همکاری ایرانیان در خارج از کشور خواسته ای منطقی و انجام آن از هرلحاظ دلگرم کننده است .  تحقق این خواسته موکول به این است که سیاسی کاری را فراموش کرده و در این مورد همه قومیتها،  مرامها و باورهای مختلف در جبهۀ ایران باشند.  شفافیت وضع مالی و گزارش همگرایی این کمیونیتی ها  از طریق اینترنت یکی دیگر از ابزار و شرایط لازم برای موفقیت میباشد.
 راه قانونی برای پیشگیری از اینکه چنین بنیادهایی مورد حمله جمعی گروهی سیاسی و تملک آن از طریق انتخابات (صندوقی)  واقع نگردد آن است که در اساسنامه  پیش بینی و یا  آن را اصلاح نمود به اینکه اعضای مجمع عمومی و از آن طریق اعضای هیئتهای اجرایی تنها با معرفی سازمانهای تخصصی و صنفی قانونی و ثبت شده  در محل،  به عضویت شورا در آیند و بعبارتی دیگر  تمام  مردم نهادهای  رسمی ایرانی  در محل  به نسبت تعداد اعضای خود در این مرکز،  سهم  عضویت  داشته باشند و هر کدام از اعضا به هر دلیل از این تشکل خارج شوند تعیین جایگزین آنها  بعهده بنیادی باشد که او را منصوب کرده است. با این ترتیب علاوه بر افراد عادی که به کمیونیتی می پیوندند و از خدمات آن استفاده می نمایند ، اعضای مردم نهادهای صنفی و تخصصی  نیز از طریق صنف یا اتحادیه خود عضو آن خواهند بود. شوراهای معتبر و فعال برون مرزی برای  گسترش و عمومی کردن فعالیت خود  لطفاً به این امر بیشتر توجه فرمایند
 بنا براین،  همین امروز میتوان  با تسلیم پیشنهادی در این مورد  به این گونه مراکز در نفاط مختلف و پیگیری آن کمک شایانی به ایرانیان و ایران نمود. شما و دوستانتان با ملاحظه ساختار  و سازو کار درونی مردمرایی در لینک فوق  در راه تأسیس یا ارتقای سطح کمیونیتی موجود در این را ه پیشقدم شوید.
متخصصین و گروههای متبحر در سامان دهی رایانه ای و اینترنتی  این گونه تشکیلات میتوانند طرح و برنامه خود را برای هدیه به این نهاد فراگیر که پوشش جهانی داشته باشد آماده فرمایند انتشار نتیجه موفقیت و تجربه شما در این راه  از طریق  همین سایت  بسیار امید بخش خواهد بود . 
   از جا برخیزیم که فردا خیلی نزدیک  است
 
این مقاله برمبنای کتاب (مردمرایی) یا دموکراسی در ایران فردا،  نوشته شده است
 cyyaad@gmail.com

۱۳۹۱ مرداد ۳۱, سه‌شنبه




هایده و هنر شیعه گری


پس از شنیدن نوار منقبت ( علی ای همای رحمت) با صدای بی نظیر زنده یاد  هایده ، اکنون به اجرا و  تفسیر دعای جوشن کبیر توسط وی گوش بسپارید  






بشنوید














۱۳۹۱ مرداد ۲۶, پنجشنبه


بـاورهای غلط و محدودکننـده درباره پـول








 


باور افراد درباره پول، نقشی به مراتب بزرگتر از آنچه که اکثرشان تصور می کنند، در سطح ثروت و لذت و رضایتشان از آن ثروت، بازی می کند. یکی از دلایلی که خیلی از مردم پول ندارند این است که مدام دارند بی سروصدا یا آشکارا، آن را محکوم می کنند. در واقع، بیشتر مردم تصور نمی کنند که باورهایشان در موفقیت مالی یا عدم آن، نقش داشته باشند، بیشتر مردم هرگز در مورد باورهایشان فکر هم نمی کنند. ما فقط طبق باورهایمان اقدام می کنیم.

دارم نمونه هایی از باورهای محکوم به شکست را جمع می کنم، همانطور که سنجاب ها برای زمستان و برای مدتی مدید، بادام جمع می کنند. در این مقاله، چندین باور واقعی درباره پول را از افراد حقیقی شرکت کننده در کارگاه ها و کلاس های واقعی، ارایه می دهم.

این باورها، جریان پول را به درون زندگی های بی شماری قطع می کنند یا آن را به جریانی باریک و بسیار ناچیز، کاهش می دهند. بعضی از این باورها برایتان آشنا هستند و بعضی دیگر آنقدر خاص و استثنایی اند که عجیب و غیرعادی به نظر می رسند. گاهی وقت ها، یک باور می تواند برای یک نفر زندگی بخش باشد و برای یکی دیگر، نابودکننده زندگی. از اول تا آخر این فهرست را بخوانید و ببینید آیا با هیچ یک از این باورها احساس نزدیکی می کنید یا نه.


پول، منشا همه بدی ها و پلیدی هاست.
اگر آدم موفقی باشم، مردم از من متنفر می شوند.

اگر یک میلیون به دست آورم، ممکن است آن را از دست بدهم و بعد، احساس حماقت کنم و برای همیشه از خودم بیزار شوم.
اگر خیلی بیشتر از حد نیازم پول به دست آورم، افراد زیادی مجبورند بدون پول سر کنند.

کمتر به دست آوردن پول، بهتر از این است که مسوول رنج و سختی فرد دیگری باشم.
اگر پول زیادی به دست آورم، به پدرم، که هرگز پول زیادی کسب نکرد، خیانت خواهم کرد.

ثروتمندان، ثروتمندتر می شوند.
فقرا، فقیرتر می شوند.

رابطه برقرار کردن با پول، سخت است.
پول درآوردن، سخت است.

برای پول پس انداز کردن باید از خیلی چیزها صرفنظر کرد و بدون خیلی چیزها گذران کرد.
نمی توانم هم پول داشته باشم و هم وقتِ آزاد.

پول، معنویت را از بین می برد.
باید خیلی کارهایی را که دوست نداری، انجام دهی تا پولدار شوی.

من پول کافی برای قسمت کردن یا بخشیدن ندارم.
قبول کردن پول، مرا مقید می کند.

بهتر است کمتر از حقم پول به دست آورم و از شرایط سخت رها شوم.
برای اینکه فرد با ارزشی باشم باید در ازای پول کمتر، بیشتر از دیگران کار کنم.

پول داشتن، مانع خوشحال بودن و شادمانی انسان است.
پول، فساد در پی دارد.

هرگز پول کافی نخواهم داشت.
بهترین کار این است که فقط پول کافی برای گذرانِ زندگی بخواهم.

همانقدر پول به دست می آوریم که مستحقش هستیم و حقمان است.
کار درست این است که نسبت به هر یک ریال پولمان، هوشیار باشیم.

اگر زن باهوش و زرنگی بودید، تا الان برای خودتان امکانات یک زندگی راحت را فراهم می کردید.
اگر انسان باهوش و زیرکی بودید، تا الان با یک مرد ثروتمند ازدواج کرده بودید.

من همیشه اجاره نشین هستم؛ صاحبخانه شدن غیرممکن است.
هرگز نمی خواهم دیگران بدانند خیلی پول دارم، زیرا مردم با افراد ثروتمند، خوب رفتار نمی کنند.

اگر خیلی پول درآورم، مردم فکر می کنند شیاد و کلاهبردارم.
فرد دیگری درون من است که همه پول هایم را خرج می کند.
اگر با هر یک از این باورها احساس نزدیکی می کنید، یکی یکی شان را مورد بررسی قرار دهید و به این سه سوال مربوط به هر باور، پاسخ دهید.

-
چرا به این باور اعتقاد دارم؟

- آیا درست است؟

- اگر به چنین باوری معتقد نبودم، ممکن بود نگران چه پیشامدی باشم؟

 
با پاسخ دادن به این سه سوال معنی دار درباره هر باور، می توانید آن باور را از ذهنتان بیرون کنید و رها شوید تا به دنبال علایق و خواسته هایتان بروید. همچنین، آزاد خواهید بود تا هم ببخشید و هم دریافت کنید. همین الان دست به کار شوید و بی وقفه روی این باورها کار کنید.

منبع:پرشین استار
 

۱۳۹۱ مرداد ۲۵, چهارشنبه

پنـاهگاه وفـا؛ جایی برای حیـوانات بی پنـاه !
 
 

کانون دوستداران حیوانات یا "پناهگاه وفا" در سال ۱۳۸۲ توسط فاطمه معتمدی با هدف حمایت از محیط زیست و حیوانات و انجام فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی تشکیل شد. از آنجایی که او یک مدافع و پشتیبان قدیمی حیوانات بود، این ایده سبب شد که برای شروع کار، طرفداران طبیعت و حیوانات را گرد هم جمع کند. اولین قدمها تقریباً در همان زمان آغاز شد و وقتی همسر خانم فاطمه معتمدی قطعه زمینی برای اینکار اهدا کرد، گام اصلی برداشته شد و ساختن پناهگاه آغاز و به تدریج تکمیل گردید و در اواسط سال ۲۰۰۴ به بهره برداری رسید.

همکاری با ارگان‌های دولتی و انجام مطالعات زیست محیطی و ارائه اطلاعات بدست آمده به مراجع مربوطه در مورد مسائل مربوط به حیوانات نیز در برنامه‌های این گروه قرار گرفت. این کانون نخستین مرکز خیریه نگهداری از حیوانات بی سرپناه ایران را در سال ۱۳۸۳ در دشت‌های وسیع شرقی شهر جدید هشتگرد راه اندازی کرد. پناهگاه وفا یک سازمان خیریه غیر دولتی است که فقط به کمک های مردمی و خدمات داوطلبانه اتکا دارد بطوریکه مخارج پناهگاه فقط از طریق کمک‌های مردمی تامین می‌شود. این پناهگاه در حال حاضر (1391) میزبان بیش از 450 سگ است.