۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

یادمان باشد که:




یادمان باشد که: آنکه زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.
یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.
یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد می‌آورد، عفونت است.
یادمان باشد که: در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.
یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.
یادمان باشد که: آنها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.
یادمان باشد که: فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.
یادمان باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند.
یادمان باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.
یادمان باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.
یادمان باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.
یادمان باشد که: محبتی که به دیگری می‌کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.
یادمان باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.
یادمان باشد که: دلخوشی‌ها هیچکدام ماندگار نیستند.
یادمان باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.
یادمان باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.
یادمان باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.
یادمان باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!
یادمان باشد که: در خسته‌ترین ثانیه‌های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!
یادمان باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست‌تر از این باشم که هستم.
یادمان باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.
یادمان باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.
یادمان باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.
یادمان باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.
یادمان باشد که: نیازمند کمک‌اند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.
یادمان باشد که: هرگر به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.
یادمان باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.
یادمان باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.
یادمان باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن‌اش نخواهم بود.
یادمان باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.
یادمان باشد که: در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.
یادمان باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.
یادمان باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.
یادمان باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه

۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

حسین علایی: بهمن ، ماه زوال دیکتاتورها



بهمن، ماه زوال ديكتاتوري‌ها


حسين علايي 

بهمن ماه براي بسياري از ايرانيان و اخيرا براي كشورهاي عربي ايام پر خاطره و نشاط آوري است. در 12 بهمن سال 1357 مردم ايران توانستند با مبارزات مستمر خود امام خميني را پس از 14 سال تبعيد، با عزت و شكوه تمام به ميهن بازگردانند. شاه پس از سخنراني آيت‌الله خميني عليه اعطاء حق مصونيت قضايي به آمريكائيان به ويژه مستشاران شاغل در ايران، ايشان را در سال 1343 ابتدا به تركيه و سپس به عراق تبعيد كرده بود. در دوران تبعيد امام خميني، حكومت پهلوي آنقدر به بقا و پايداري خود اميدوار بود كه جشن هنر شيراز را با افتضاح تمام برگزار كرد و جشن‌هاي سلطنت 2500 ساله را با حضور تعدادي از سران كشورهاي جهان به راه انداخت. كارتر رئيس‌جمهور وقت آمريكا هم، ايران را جزيرة ثبات ناميد ولي مردم ايران، اين دوران را ايام توسعة ظلم و خفقان مي‌ناميدند و با خود مي‌گفتند:
فغان زين همه ظلم و بيداد و آه
شب است و حصار و دل قتلگاه
گرچه سكوت قبرستاني بر اين دوران حاكم بود ولي بسياري از مبارزين منتظر ايجاد جرقه‌اي بودند تا بساط ظلم و طغيان را از سر كشور برچينند. با رحلت حاج آقا مصطفي فرزند امام خميني در اول آبان ماه 1356 زمينه براي تحرك مردم آفريده شد. مردم با استفاده از اين فرصت در مجالس ختم فرزند مرجع و پيشواي خود به دور هم جمع شدند. امام هم درگذشت فرزندشان را از الطاف خفية الهي ناميدند زيرا بار ديگر مردم ايران را عليه خودكامگي و استبداد نظام سلطنتي به خروش در آورد. به هر حال مردم ايران توانستند با مبارزه‌اي 15 ساله در 22 بهمن سال 1357 حكومت خودكامه و استبدادي محمد رضا پهلوي را ساقط نمايند و به عمر 2500 سالة نظام‌هاي پادشاهي در ايران خاتمه دهند. از فرداي همين روز بود كه فضاي آزادي در ايران طنين افكن شد و مردم توانستند احساس كنند كه حال مي‌توانند حكومت دلخواه خود را با رفتن بر سر صندوق‌هاي رأي و با انتخاباتي آزاد و سالم بر سر كار آورند.
اما از سال گذشته بهمن ماه براي مردم كشورهاي عربي هم ماه سرنگوني طاغوت‌ها شد. در روزهاي نزديك به آغاز بهمن ماه 1389 حاكم مادام العمر تونس با قيام مردم اين كشور به عربستان گريخت و از 6 بهمن ماه هم قيام گستردة مردم مصر شروع شد و در 22 بهمن سال گذشته هم حسني مبارك ديكتاتور مصر از حكومت 31 ساله به زير كشيده شد. امسال هم در اول بهمن ماه، علي عبدالله صالح رئيس‌جمهور مادام العمر يمن به آمريكا فرار كرد و راه براي ايجاد مردم سالاري در اين كشور باز شد. البته سقوط قذافي هم كه خود را رهبر مردم ليبي مي‌خواند را نبايد از نظر دور داشت. بنابراين به نظر مي‌رسد كه عمر نظام‌هاي استبدادي در جهان به پايان رسيده است و ديكتاتورها نمي‌توانند با خودكامگي بر مردم فرمانروايي كنند.آيا بهمن ماه سال آينده شاهد سقوط ديكتاتورهاي ديگري چون بحرين، سعودي و... خواهيم بود؟ و سيعلم الذين ظلموا‌اي منقلب ينقلبون 

منبع پیک نت به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی


۱۳۹۰ بهمن ۵, چهارشنبه

طرفداران مهدوی کنی، باند مصباح منحرف تر ار باند احمدی نژاد است

حامیان مهدوی‌کنی٬ رئیس مجلس خبرگان رهبری:

جبهه پایداری بالاتر از «فتنه» و «منحرف» است

محافظه‌کاران نزدیک به محمدرضا مهدوی‌کنی در اقدامی هماهنگ «جبهه پایداری» با محوریت محمدتقی مصباح یزدی را جریانی «فتنه‌گر» و «منحرف» خواندند.
مصطفی طباطبایی‌نژاد٬ نماینده مجلس روز سه‌شنبه (چهارم بهمن) در گفتگو با سایت«زندگی‌نیوز» اعضای «جبهه پایداری» را «فتنه‌گر» خوانده که «روش‌های تخریبی ناسالمی در پیش گرفته‌اند.»
آقای طباطبایی‌نژاد افزوده است: «کسانی که سعی می‌کنند چهره شاخصی همچون آیت‌الله مهدوی کنی را تخریب کنند از فتنه‌گران هم بالاترند.»
به گفته وی «جبهه پایداری می‌خواهد پشت پرده انحراف خود را از فتنه بپوشاند برای همین از هیچ اظهارنظر تخریبی فروگذاری نمی‌کند.»
این نماینده مجلس اظهار کرده است: «جبهه پایداری که کلا یک اتوبوس هم نمی‌شوند٬ خودشان از منحرفین هستند که می‌خواهند بین اصولگرایان اختلاف ایجاد کنند.»
حمیدرضا ترقی٬ عضو شورای مرکزی حزب موتلفه نیز گفته است: «نقطه ضعف‌های جبهه پایداری‌ آن است که فتنه را نمی‌شناسد، چراکه اگر این جریان را می‌شناختند در پازل فتنه بازی نمی‌کردند.»
احمد کریمی اصفهانی، عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری هم در اظهاراتی٬ حملات تندی به «جبهه پایداری» و اعضای آن کرده است.
کریمی اصفهانی از «جبهه پایداری» خواسته به خاطر انتشار بولتن ۸۰ صفحه‌ای علیه محمدرضا مهدوی کنی از مردم عذرخواهی کند.
انتشار بولتن ۸۰ صفحه‌ای علیه مهدوی کنی٬ رئیس مجلس خبرگان رهبری تنش‌ها میان دو جریان «جبهه پایداری» و «جبهه متحد اصول‌گرایان» را افزایش داده است.
جدال میان مصباح یزدی و مهدوی کنی از هفته‌ها پیش از انتشار این بولتن آغاز شده و طی این مدت حامیان این دو روحانی محافظه‌کار حملات متقابلی علیه یکدیگر داشته‌اند.
به نظر می‌رسد با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات مجلس نهم تنش‌ها میان حامیان این دو روحانی نزدیک به علی خامنه‌ای بیشتر از گذشته افزایش یابد.

۱۳۹۰ بهمن ۲, یکشنبه

چهارمین عضو سابق سپاه پاسداران: جامعه انتقاد‌هایی به رهبر دارد که باید مطرح شود

چهارمین عضو سابق سپاه پاسداران:

جامعه انتقاد‌هایی به رهبر دارد که باید مطرح شود



غلامعلی رجایی٬ چهارمین عضو سابق سپاه پاسداران می‌گوید در جامعه انتقاد‌هایی درباره عملکرد علی خامنه‌ای وجود دارد که باید مطرح شود و نظامی که نتواند منتقدین را تحمل کند به تاریخ پیوسته است.
حسین علایی٬ عماد افروغ و علی صنیع‌خانی سه عضو سابق سپاه هستند که طی دو هفته گذشته از وضعیت موجود انتقاد کرده و خواستار باز شدن فضا برای نقد عملکرد رهبر شده‌اند.
یادداشت علایی در روزنامه اطلاعات و اظهارات عماد افروغ در یک برنامه تلویزیونی با خشم حامیان علی خامنه‌ای مواجه شده است.
در پی این حملات و انتقاد‌ها٬ علی صنیع‌خانی با انتشار یادداشتی از پرسش‌های مطرح شده در یادداشت حسین علایی دفاع کرده و خواستار پاسخگویی «سردمداران» به آنها شده است.
غلامعلی رجایی نیز روز یکشنبه (دوم بهمن) با انتشار یادداشتی در دفاع از حسین علایی٬ نوشته که انتقاد‌هایی از عملکرد رهبر در جامعه وجود دارد که این یادداشت بخشی از «حرف‌های درگوشی را به سطح رسانه‌ها کشیده است.»
وی نوشته است: «گیرم که تمام نقد و نتیجه گیری علایی متوجه بعضی مواضع و رفتارهای اخیر رهبری باشد، کجای این کار اشکال دارد؟ کجای این کار خلاف قانون است؟»
آقای رجایی همچنین افزوده است یادداشت علایی «نقد دلسوزانه رفتار حاکمیت موجود» بود که «لابلای اتهامات و ایراداتی از جنس حرف‌های شریعتمداری و نامه ۱۲ سردار سپاه» شنیده نشد.
وی در بخش دیگری از یادداشت خود از برخورد‌های صورت گرفته با عطاءالله مهاجرانی٬ عبد‌الکریم سروش و محسن کدیور انتقاد کرده و نوشته که این برخورد‌ها منجر به مهاجرت این افراد از کشور شده است.
غلامعلی رجایی همچنین تجمع گروهی از لباس شخصی‌ها مقابل خانه حسین علایی را «خودجوش» ندانسته و از عوامل پشت صحنه این «بازی‌ها» خواسته شعور مردم را «دست‌کم» نگیرند.
رجایی به مقام‌های جمهوری اسلامی توصیه کرده «بجای اینکه قلم را از دست امثال علایی نوری‌زاد٬ خزعلی و.. بگیرند» رفتار خود را اصلاح کنند تا نقد نشوند.
به نوشته وی «تنها راه چاره این است که بگذاریم انتقاد از هرکس مطرح شود و فضای گفتگو باز شود در غیر این‌ صورت به دست خودمان اندیشه‌ها و نقد‌ها را زیر زمینی خواهیم کرد٬ کما اینکه کرده‌ایم.»


بر گرفته از  دیگربان

۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

سربازان جنگ نرم میدان نبرد را خالی کرده‌اند

بر اثر فشار‌های نهاد‌های امنیتی و قضایی! ( یا شکست از جنبش سبز)

سربازان جنگ نرم میدان نبرد را خالی کرده‌اند


سربازان «جنگ نرم» جمهوری اسلامی به خاطر بازداشت‌ها٬ فشار‌ها و فیلتر شدن سایت‌ها و وبلاگ‌های خود به تدریج در حال ترک این «میدان جنگ» هستند.
بخشی از نیرو‌های حزب‌اللهی فعال در اینترنت که پس از حوادث سال ۱۳۸۸ از آن‌ها با عنوان «سربازان جنگ نرم» یاد می‌شود٬ مدت‌هاست سکوت اختیار کرده و در انتظار صدور احکام قضایی خود هستند.
این مطلب را میثم رمضانعلی از معدود وبلاگ‌نویسان حزب‌اللهی فعال در فضای مجازی فارسی زبان در شبکه اجتماعی «گوگل پلاس» در توضیح یکی از پست‌های انتقادی وبلاگش نوشته است.
آقای رمضانعلی نوشته است پست جدید وبلاگش را به کسانی تقدیم می‌کند که «حوصله‌ پرونده‌ جدید ندارند، کساتی که وبلاگشان را ارزانی دیگران کردند و کسانی که منتظر حکم دادگاه تجدید نظر هستند.»
وی در عین حال به سرنوشت تلخ طلبه‌هایی اشاره کرده که قصد انجام اصلاحاتی در «مدرسه عالی شهید مطهری» را داشتند و در ‌‌نهایت «..شان کشیده» شد.
میثم رمضانعلی پس از نقل این تجربه٬ به سراغ فعالان حزب‌اللهی فعال در اینترنت رفته و نوشته است: «بسیاری در عرصه‌های مختلفی که درگیر و دار ‌اصلاح بوده‌اند با چنین بداخلاقی‌هایی مواجه شده‌اند.»
رمضانعلی به طور تلویحی افزوده که برخی فعالان حزب‌اللهی در اینترنت پس از برخورد‌های صورت گرفته با آن‌ها دچار «محافظه‌کاری کشنده‌ای» شده‌اند.
وی به طور خاص از یکی از وبلاگ‌نویسان مشهور حزب‌الله با نام مجتبی دانشطلب یاد کرده که پس از انتشار یادداشتی در انتقاد از علی خامنه‌ای٬ دچار سرنوشتی نامعلوم شده است.
مجتبی دانشطلب مهر ماه امسال به خاطر طرح موضوع بازگشت به نظام پارلمانی انتقاد‌های تندی متوجه علی خامنه‌ای کرد٬ اما چند روز بعد در متنی کوتاه از رهبر جمهوری اسلامی عذرخواهی کرد.
وبلاگ دانشطلب پس از انتشار این یادداشت از دسترس خارج شده و فعالیت‌های علنی وی نیز در اینترنت متوقف شده است.
رمضانعلی در بخش دیگری از یادداشت خود به سرنوشت دیگر وبلاگ‌نویسان محافظه‌کاری اشاره کرده که پس از مسدود شدن وبلاگ‌هایشان سکوت اختیار کرده‌اند.
وی در پایان نوشته است: «شهر که بی‌پاسبان بشود، چه کسی هفت‌تیرکش می‌شود؟»
Printer-friendly version

۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

حقوق و محدودیت‌های دوتابعیتی‌ها

محسن رهامی

حقوق و محدودیت‌های دوتابعیتی‌ها


مشکل افراد دو تابعیتی در بسیاری از کشورها از طریق مسیری قانونی و با رعایت مصالح مردم در قالب قوانین روشن و عملی حل شده و از این طریق علاوه بر ارتباط عاطفی و همبستگی ملی، منابع معتنابهی از درآمدهای ارزی افراد دو تابعیتی در کشور اصلی صرف سرمایه‌گذاری اموال غیرمنقول، شرکت‌ها و صنایع و امثال آن شده است. نمایندگان محترم می‌توانند با تهیه متن جامع و کامل در تعیین تکلیف افراد دو تابعیتی ضمن برآورده کردن اهداف تهیه‌کنندگان محترم طرح مورد بحث به یک نیاز جدی و با اهمیت جامعه نیز پاسخ دهند. ...






۱ – نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی دیروز با کلیات طرح دوفوریتی درباره محدودیت شغلی افراد دوتابعیتی مخالفت کردند و طرح مزبور که توسط ۵۵ نفر از نمایندگان مجلس به‌صورت دوفوریتی تهیه شده بود به حدنصاب لازم جهت تصویب نایل نشد. این طرح از قراری که بعضی از طراحان آن در جلسه مجلس بیان کردند، به دنبال مطرح‌شدن اتهام یکی از مدیران‌عامل بانک‌های دولتی در قضیه فساد مالی بزرگ اخیر و درجهت پیشگیری از تکرار چنین جرایم و مصون‌ماندن بعضی از متهمان از تعقیب قضایی به‌دلیل تابعیت دوگانه به صحن جلسه علنی مجلس کشیده شد ولی با تمام دفاعیات مدافعان آن، در مرحله نهایی ناکام ماند. به‌نظر می‌رسد شتابزدگی طراحان طرح مذکور در ادامه چنین متن پیش‌نویسی از قانون و دچار عکس‌العمل‌شدن آنان در این قضیه و ندیدن تمامی جوانب کار، جهت آماده‌کردن‌ پیش‌نویس جامع و کامل در ارتباط با تعیین‌تکلیف افراد دوتابعیتی از علل عمده ناکام‌ماندن طرح مذکور و سایر پیش‌نویس‌های مشابه باشد و اگر اشکالات مذکور نبود، این طرح می‌توانست به حل یکی از مسایل محل ابتلا و موردنیاز جامعه پاسخگو باشد.

۲ – بررسی گزارش جلسه علنی دیروز در ارتباط با طرح مذکور که در رسانه‌های فی‌الجمله آمده است. ازجمله گزارش ایسنا، نشان می‌دهد که علاوه بر غفلت ارایه‌کنندگان طرح از ارایه یک برنامه جامع، موافقان و مخالفان آن نیز نتوانستند از معضل اصلی مورد بحث تصویر روشنی ارایه کنند. زیرا آنچه که درجهت اصلاحیه و تکمیل ماده ۹۸۲ قانون مدنی از طرف موافقان طرح – یا در مورد کافی بودن ماده مذکور – از طرف مخالفان طرح – بیان شده، کلا خارج از موضوع است – اصولا ماده ۹۸۲ ناظر به غیرایرانیانی است که بعدا به تابعیت ایران درمی‌آیند، حقوق دارندگان چنین تابعیت اکتسابی در این ماده روشن شده است و ماده مزبور صراحت دارد که آنان از تمامی حقوقی که برای ایرانیان مقرر است بهره‌مند می‌شوند، به استثنای نیل به مقامات ۹گانه مذکور در آن ماده که از مسوولیت ریاست جمهوری تا سمت‌‌های مهم مملکتی به ترتیب در بندهای ۹‌گانه آن احصا شده و سمت‌های مهم اطلاعاتی و امنیتی و عضویت مجالس قانونگذاری و شورا و غیره را شامل می‌شود. ولی آنچه که درمورد پرونده اختلاس و فساد مالی اخیر بانک ملی و امثال آن مطرح است، مربوط به ایرانیانی است که تابعیت آنها اکتسابی نیست، بلکه اصیل و واقعی است و بعدا تابعیت کشور دیگری را هم گرفته‌اند، اینکه آیا چنین اشخاصی می‌توانند مسوولیت‌های ۹گانه ماده ۹۸۲ قانون مدنی و سایر مسوولیت‌های کشوری و لشکری و تقنینی – دولتی یا غیردولتی مانند مدیریت بانک‌ها و شرکت‌های خصوصی بزرگ را برعهده خویش بگیرند یا نه؟ تکلیف چنین مساله‌ای به صراحت در قانون نیامده و قانونگذار مساله را به سکوت گذرانیده است.

۳- مطلبی که بعضی از نمایندگان محترم در ارتباط با ماده ۹۸۹ راجع به اتباع ایرانی دوتابعیتی بیان کرده‌اند، نیز صحیح نیست، زیرا طبق ماده مذکور، تابعیت ایرانی آنها کان لم یکن نمی‌گردد، بلکه برعکس، تابعیت خارجی آنان کان لم یکن شده و تبعه ایران شناخته می‌شوند. لیکن اموال غیرمنقول آنان با نظارت مدعی‌العموم محل به فروش می‌رسد و قیمت آن به وی داده می‌شود. علاوه بر آن از اشتغال به وزارت و معاونت وزارت و عضویت مجلس قانونگذاری و شوراهای شهر و شهرستان و استان و هرگونه شغل دولتی محروم می‌شود. لیکن ماده مزبور شرط مهمی دارد و آن این است که هر تبعه ایرانی «بدون رعایت مقررات قانونی» تابعیت خارجی تحصیل کرده باشد. مفهوم مخالف این شرط این است که هر ایرانی اگر با رعایت مقررات قانونی تابعیت خارجی را تحصیل کند، محرومیت‌های موضوع این ماده شامل او نخواهد شد.

۴- مساله مهمی که به نظر نگارنده باید مورد توجه نمایندگان محترم مجلس جهت تعیین تکلیف افراد تابعیتی باشد، این است که به عنوان یک واقعیت عینی، در حال حاضر صدها هزار نفر و بلکه میلیون‌ها ایرانی در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکا زندگی می‌کنند که در عین وابستگی عاطفی و ملی به کشور ایران، تابعیت کشورهای دیگر را کسب کرده‌اند یا در حال کسب هستند. این دسته از ایرانیان ضمن اینکه به شغل و موقعیت‌های دیگر اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی خود در آن کشورها دلبستگی دارند و راضی به از دست دادن آن موقعیت‌ها و حقوق اکتسابی خود نیستند، به کشور ایران- سرزمین مادری و آبا و اجدادی- خود نیز علاقه‌مند بوده و قلبا راضی به قطع رابطه با کشور و خانواده و اقوام و بستگان نیستند، ولی به لحاظ قانونی و با توجه به ماده ۹۸۹ قانون مدنی چنانچه بخواهند با وضعیت دو تابعیتی زندگی توام با آرامش و دلبستگی به ایران و کشور دوم داشته باشند، برایشان امکان ندارد و مشمول محرومیت‌های شدید موضوع ماده یادشده و از جمله توقیف و فروش اموال غیرمنقول خویش در ایران می‌شوند.

ممکن است گفته شود که تبصره ماده ۹۸۹ قانون مدنی چنین مشکلی را پیش‌بینی و حل کرده است، اما تبصره مذکور مسیری طولانی و استثنایی است که با پیشنهاد وزارت خارجه و با تصویب هیات وزیران و بنابر مصالح خاصی، ‌چنین تابعیت مضاعفی قابل اعطاست که در عمل برای عموم مردم راهی قابل عمل نبوده و تاکنون هم به صورت اتفاقی و موردی از این طریق تابعیت مضاعف اعطا شده است. مشکل افراد دو تابعیتی در بسیاری از کشورها از طریق مسیری قانونی و با رعایت مصالح مردم در قالب قوانین روشن و عملی حل شده و از این طریق علاوه بر ارتباط عاطفی و همبستگی ملی، منابع معتنابهی از درآمدهای ارزی افراد دو تابعیتی در کشور اصلی صرف سرمایه‌گذاری اموال غیرمنقول، شرکت‌ها و صنایع و امثال آن شده است. نمایندگان محترم می‌توانند با تهیه متن جامع و کامل در تعیین تکلیف افراد دو تابعیتی ضمن برآورده کردن اهداف تهیه‌کنندگان محترم طرح مورد بحث به یک نیاز جدی و با اهمیت جامعه نیز پاسخ دهند.
* حقوقدان
منبع: روزنامه شرق

حمله شدید سایبری منجر به از کارافتادن سایت "انقلاب اسلامی" شد


logo eesتوضیح سایت انقلاب اسلامی:

دشمنان استقلال و آزادی بار دیگر سایت "انقلاب اسلامی در هجرت" را هدف گرفته اند. سایت از دیروز با مشکلات عدیده روبرو شد و امروز کاملا از کار افتاده است. بار دیگر یادآور می شود که این نوع خرابکاری ها ما را از کوشش برای رسیدن به هدف خود یعنی استقرار یک دولت حقوقمدار بر مبنای اصول استقلال و آزادی در ایران باز نمی دارد.

از طریق سایت شخصی آقای بنی صدر هموطنان را در جریان امر قرار خواهیم داد.

۱۳۹۰ دی ۲۸, چهارشنبه

در تهران گفته شدپول بانک مرکزی ایران
در کشور سوئیس بلوکه شد
 
 
 
 
روز گذشته در محافل ایران گفته شد: پول بانک مرکزی ایران در بانک بین المللی پرداخت (ستلمنت) سویس که بانک بین دولت هاست ضبط شده است. کاری که هیچوقت حتی با بانک مرکزی آلمان و بانکدار هیتلر (شاکت) در جنگ دوم نکردند.



 منبع :پیک نت 28 دی 1390

۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه

خودکار 256 رنگ

خودکار 256 رنگ
 
جینسون پارک (Jinsun Park) طراح کره ای، خودکاری طراحی کرده است که بوسیله آن شما می توانید رنگ اشیاء را اسکن کنید.
 
در این خودکار، جوهر سه رنگ اصلی یعنی قرمز، سبز و آبی وجود دارند که پردازنده این خودکار پس از اسکن شما، رنگ را تشخیص می دهد، رنگها را ترکیب می کند و رنگ مورد نظر شما را می­ سازد.